دانشگاهها در ایران از مشکلات فراوانی رنج می برند با این وجود برای من که هم دانشگاه تهران و هم دانشگاه کردستان را تجربه کرده ام، جنس مشکلات دانشگاه تهران با مشکلات دانشگاه کردستان اندکی متفاوت بود. به نظر می رسید به دلیل پیشینه و اعتبار دانشگاه تهران، مفهوم و کارکرد دانشگاه برای کارمندان آنجا تا حد زیادی جا افتاده بود اما گمان می کنم دانشگاه کردستان به دلیل تازه تاسیس بودنش راه طولانی در پیش داشته باشد. تحولات اولیه در دانشگاه کردستان تازه آغاز شده بود و حقیقتا مکانی نوپا می نمود که هر چیزی در آن می توانست تازگی داشته باشد. همین مسائل باعث می شد که دانشجویان با مشکلات فراوانی روبرو باشند.
سنندج رو دوست داشتم و با رفیق دیرینه ام وریا، در یکی از آپارتمانهای ادب زندگی می کردیم. دانشگاه هم با این وجود برای من محیط دل چسپی بود. چون دوره تحصیلات تکمیلی تازه در دانشگاه کردستان شروع شده بود، همین چند دانشجوی کارشناسی ارشد هم برای خودمون برو و بیایی داشتیم. با این وجود این مشکلات من رو هم زیاد می آزرد. برای همین خیلی وقتها تو تفکراتم و بعد از اتمام تحصیلاتم خودم رو می دیدم که بعد از سالها کار به ریاست دانشگاه کردستان رسیده بودم. در افکارم، کیفیت غذای دانشگاه رو ارتقا می دادم، دست دزدها رو کوتاه می کردم، سرویس اسفناک دانشجویان خوابگاهها رو بهتر می کردم، روزنامه دانشگاه رو انتشار می دادم، سخنرانی های ماهانه برای هر دانشکده ترتیب می دادم که هر ماه هر دانشکده بتونه از دانشگاههای دیگه افرادی رو برای سخنرانی دعوت کنه. وضعیت نمره و کلاس درس رو نظام مند می کردم که استاد درس نتونه خودش رو با خدا اشتباه بگیره. به تحقیقات بها می دادم و تا حد توان از محققان دانشگاه حمایت می کردم. به طور مرتب با اساتید دیدار می کردم تا از نیازهاشون بهتر خبر دار بشم و برای اولین بار در دانشگاههای ایران با مشارکت مردمان نیکوکار بورسهای تحصیلی رو راه اندازی می کردم. هر کدام از موارد بیان شده در جاهای دیگه با موفقیت آزمایش شده اند و من نیاز به پشتکار فراوان خودم و حمایت اطرافیانم داشتم و …
هفته گذشته دکتر ثبوتی بنیانگذار مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان، موفق ترین مرکز تحقیقاتی کشور پس از بیست سال کار مداوم و به حکم یک ورق کاغذ، جای خود را به یکی از اساتید ناشناخته دانشگاه ارومیه داد. با این تفاصیل آیا حتا در رویا هم جایی برای خدمت باقی می ماند؟! توضیح اضافه ای لازم نیست…
سلام هم استانی. ازدیدن وبلاگتون خوشحال شدم .من هم هردو دانشگاه رو تجربه کردم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم،فقط فهمیدم آدم تو دانشگاه تهران رامحیطانسانی تری روتجربه می کنه….به من هم سری بزنید…